تبليغاتX
ارم دیار من
بوشهر
 ادامه ضرب المثل هاي رايج در بخش ارم

اسم بلند و كل گَه خراوه.

نام بلند و خانه ويران .

 

اي كلو گول خُش نده كُه مي گيره .

 

 اگر ديوانه فريب خودش ندهد به كوه مي زند .

 

اي  تا كنجيلت عسل كني تو دهنش ، آخر پينجته مي گزه .

 

اگر تا آرنج عسل كني توي دهانش ، آخر انگشت را گاز مي گيرد .

«ب»

بار كج منزل نمي ره .

 

بار كج به منزل نمي رسد .

 

بخت ، بخت اول .

 

 بد وختي كه ريت مي كنه سوار شتري سگ مي گيرت .

 

بدبختي كه به آدم رو مي كند سوار شتر سگ گازت مي گيرد .

 

بعد دُوت دُمبليه .

 

بعد از عروسي پايكوبي ندارد .

 

 

بهانده بد رو درخت بد مي شينه .

 

پرنده بد روي درخت بد مي شينه .

 

به جاي مار نشيند عقرب كور .

 به دعاي سگ بارون نمي زنه .

 

به ملا گفتند ملا كاسه بهرة گفت به من چه ؟ گفت براي تو است ، گفت به تو چه ؟

كنايه از اينكه كار ديگران به ديگري ربطي ندارد .

بشين تا علف زير پات سوز آوُ.

 

بنشين تا علف زير پايت سبز شود .

پاي خير بروي .

اين زماني كاربرد دارد كه عده اي زنان با هم از مجلس شيون و عزا بر مي گردند و هنگام جدا شدن و خداحافظي اين جمله را به هم مي گويند .

پرس كلو مي كنن چندم ماهه .

 

سؤال از ديوانه مي كنند چندم ماه است .

 

پدر صحاوم در اومه .

 

پدر صاحبم در آمد .

 . پس مرگم بگرده.

 

نوعي جواب در مقابل خواسته كسي كه چيزي را طلب مي كند يعني فلان چيز كه تو مي خواهي اگر به تو ندهم بميرم و بعد از مرگم بماند .

پينجه تو گُليش نكردنِ.

 

انگشت درون گلويش نكرده اند .

 

تا خوش بفهم و پهناي دِلش.

.

تا خودش بفهمد و پهناي دلش .

من او را به حال خود رها مي كنم تا قدر عافيت را بداند .

 

تا هشت آويي.

تا كور شوي.

 

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387  |
 انواع بسم الله الرحمن الرحیم
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386  |
 عکس هایی از امام خمینی از کودکی تا وفات
برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه نهم شهریور 1386  |
 عکس هایی از عروسی علیرضا دبیر
برای دیدن عکسها بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه نهم شهریور 1386  |
 آداب جشن عروسی دیار ارم

۲۵ مرداد جشن عروسی یکی از داییهام بود و به همین خاطر ما یک هفته سرگرم برپا کردن جشن عروسی بودیم و این بهانه ای شد تا به نوعی به آداب و رسوم مردم دیار ارم از زمان خواستگاری تا برگزاری جشن عروسی بپردازم:

مردم این بخش هم بمانند دیگر مردم ایران زمین مراسم خاصی جهت خواستگاری دارند بدین طریق که بعد از صحبت های اولیه و انتخاب همسر توسط داماد و یا نزدیکانش ، خانواده داماد یک شب بزرگان و ریش سفیدان طایفه پدری و تا اندازه ای هم بزرگان طایفه مادری را دعوت نموده ، که این افراد تعدادشان گاها به ۲۰ نفر و یا بیشتر هم می رسند که البته همان شب خانواده دختر هم بزرگان طایفه خود را در منزل خود دعوت می نماید ، بزرگان طایفه داماد به همراه پدر و مادر ایشان و خود داماد با قرار قبلی به منزل پدر دختر رفته و همه دور همدیگر جمع می شوند تا مراسم خواستگاری صورت پذیرد ، که اول یکی از بزرگان شروع به صحبت نموده و زمینه را فراهم می نماید که در حدود یک دهه پیش رسم بود اول "باشلق " را تعیین می کردن که "باشلق" به مقدار پولی گفته می شد که از طرف خانواده داماد به خانواده عروس می دادند تا با آن برای دخترشان جهیزیه تامین کنند و در هنگام برگزاری جشن عروسی این وسایل به همراه عروس به منزل داماد منتقل می شد.اما حالا دیگر این "باشلق" به آن معنا وجود ندارد و اگر هم باشد فقط در بعضی از خانوداه ها است.یکی دیگر از چیزهایی که به هنگام خواستگاری مطرح می شد و الان دیگر کمتر به آن پرداخته می شود "شیر بها" بود که مقداری پول تعیین میشد و به مادر عروس که زحمت دخترش را کشیده داده می شد که معمولا هم مادر عروس مقداری از اون پول چیزهایی که خود می دانست لازم دخترش در اول زندگی می شود خرید می کرد.

اما دیگر آداب مراسم خواستگاری بمانند دیگر مناطق صحبت از مهریه می شود و پس از تعیین آن و همچنیین تعیین زمان عقد و عروسی در مجلس صلواتی داده می شود و مراسم خواستگاری به پایان می رسد.

و اما مراسم عروسی ....

مراسم عروسی که حدودا یک ماه قبل از برپایی مراسم زمان آن معین می شود که البته لازم به ذکر است که این تاریخ ممکن است بارها تغییر نماید که دلیل اصلی آن هم مرگ و میر و فوت بستگان یکی از طرفین معمولا می باشد و نه تنها بستگان طرفین حتی اگر از اقوام آنها هم نباشد ولی در اون محل زندگی میکند زمان عروسی بهم می خورد. و تا چهلم و گاها سالگرد اون متوفی عروسی برگزار نمی گردد. 

حدود ۱۵ روز مانده به تاریخ برپایی جشن عروسی بزرگان طایفه داماد در منزل پدری ایشان جمع شده و برنامه ریزی چگونه برپا نمودن جشن را می نمایند مثلا در این زمان یک نفر مسولیت دعوت از مردم را بعهده می گیرد چند نفر مسئولیت آشپزی را بهده می گیرند ، یکی دونفر مسئول آوردن بساط موسیقی که معمولا ساز و نقاره و یا ارگ محلی که معمولا از استان فارس ... و چند نفر هم مسئول تدارکات دیگر می شوند و البته انتخاب این افراد بر اساس سابقه آنها در مراسمات قبلی بوده .

۱۰ روز مانده به مراسم عروسی نزدیکان داماد اعم از زن و مرد  در منزل پدری داماد جمع می شوند و همه چیز را جهت برپایی جشن آماده می کنند در این زمان افراد محل هر کس به طریقی کمکهایی به داماد  می کنند مثلا یکی گوسفند دیگری قند ، روغن ، برنج و ..... هرکس آنچه در توان دارد به داماد جهت برپایی عروسی کمک می کند.

معمولا ۴ روز مانده به تاریخ عروسی بساط موسیقی آماده می شود که البته بدلیل استفاده از موسیقی محلی که معمولا "ساز نقاره" و یا "ارگ" می باشد و همچنین رقص محلی و چوب بازی نیاز به محیط و فضای باز می باشد که معمولا در یک فضای خیلی باز دور تا دور چادر زده می شود و مهمانان در چادر ها که به سبک خیلی قشنگی برپا شده اند می نشینند و میدان بین چادرها جهت رقص و یا چوب بازی می باشد. که رقص محلی که زنان با پوشش محلی و لباسهای رنگارنگ و گران قیمت خود زینت خاصی به مجلس جشن می دهند .

یکی دیگر از آداب جشن عروسی در دیار ارم مراسم سرتراشون داماد می باشد که داماد بر روی یک صندلی در وسط میدان می نشیند و یک لنگ رنگارنگ مخصوص دور گردن او انداخته می شود و همزمان که موسیقی نواخته می شود و اطراف داماد خانمها می رقصند نزدیکان داماد هدایای نقدی خود را که فقط پول می باشد درون لنگ می اندازند و این نیز خود به نوعی کمک مالی افراد محل به داماد می باشد که البته قبلا این پول را مردم به احترام داماد برای سلمانی (دلاک) طائفه داماد می دادند اما جدیدا این پول به خود داماد می رسد که حداقل ۶۰۰۰۰۰ تومان وتا ۳۰۰۰۰۰۰ تومان ویا بیشتر هم میرسد واین کمک بسیار خوبی به داماد می باشد.

در پایان شب نیز به مانند دیگر عروسی های مناطق دیگر مردم هدایا و یا کادوهای خود را به عروس و داماد هدیه می کنند.

 

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در دوشنبه پنجم شهریور 1386  |
 عکس
 

عکسهایی از سفر خاتمی به شیراز

|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه بیست و دوم تیر 1386  |
 گور دختر نمادی از آیین آناهیتا


درآمد: خاستگاه ایرانیان کجاست؟ پرسشی است که نمی توان بدان پاسخی قطعی و متقن داد. مگر نه این است که گزاره های تاریخی ظنی اند و لاجرم مفید قطع و یقین نیستند. اخیراً گروهی از پژوهشگران در اصل مهاجرت آریایی ها نیز تشکیک نموده اند. اما آنچه در تاریخ مشهور است و گزاره ها و شواهد تاریخی بر آن گواهی می دهند، این است که اقوام آریایی ظاهراً از اواخر هزاره دوم تا اوایل هزاره نخست، در امتداد دو کرانه شرقی و غربی دریای مازندران و جنوب روسیه به صورت مهاجم و مهاجر در جستجوی چراگاه و سکونت گاه وارد فلات ایران شدند. از میان آریایی ها گروه پارسیان جنوب ایران را محل سکونت خود قرار دادند. گرچه پرشیا persia (پارس) پیشتر نامی بود که جنوب و بخشی از جنوب خاور ایران را در بر می گرفت، امّا یونانیان و رومیان نام این قسمت را به تمام امپراتوری ایران زمین دادند. بنا بر شواهد تاریخی و الواح یافته شده در شوش (پایتخت تمدن ایلامی)، پارس ها حدود 685 پیش از میلاد در سراسر سرزمین ایلام سکونت داشته اند. در آن زمان پارس بخشی از قلمرو ایلام به شمار می رفت. ایلام (کوهستان و کشور طلوع خورشید) بندر باستانی لیان (نام تاریخی بندر بوشهر) را در خود داشت که به معنای سرزمین آفتاب درخشان بود. پارس ها به رهبری هخامنش حکومت محلی خود را تشکیل دادند. «چیش پیش» فرزند و جانشین هخامنش پادشاهانشان که بعدها وارث ایالت پارس شد، قلمرو خود را بین دو فرزندش اریارمنه و کوروش اوّل تقسیم کرد. کمبوجیه اوّل فرزند کوروش اوّل با دختر استیاگس پادشاه مادی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج کوروش بزرگ بود که پس از برکنار کردن پادشاه ماد (استیاگس) با تصرف پاسارگاد در 555 پیش از میلاد سنگ بنای نخستین و بزرگترین امپراتوری را در تاریخ بنیان نهاد، امپراتوری بزرگ پارس. بوشهر: بوشهر که نام لیان تاریخ کهن و دیرپای این سرزمین را فرایاد ما می آورد از مراکز مهم تمدن ایلامی و سپس هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی به شمار می رفت و توانست در همه این ادوار، جایگاه تاریخی خود را حفظ کند. این دروازه بزرگ دریایی ایران به مناسبت موقعیت سیاسی ـ جغرافیایی ویژه و برجسته اش همواره مورد تاخت و تاز بیگانگان، همچنین محل تردد اقوام و ملل گوناگون بوده، بنابراین در طول تاریخ مرز واقعی تبادل فرهنگ های متنوّع انسانی بوده است. گوردختر: از آنجا که پیشینه گور دختر (در استان بوشهر) را به نیاکان و اسلاف کوروش می رسانند، این پرسش مطرح می شود آیا کوروش و جانشینان او در این سرزمین آثاری بر جای گذاشته اند؟ در پاسخ می توان به سه اثر مهم تاریخی اشاره کرد: 1ـ کاخ کوروش در یک کیلومتری جنوب غرب برازجان در محلی به نام چرخاب، در حوالی تپه باستانی «تُل مُر». 2ـ کاخ هخامنشیان در دشتستان (روستای جتوط) معروف به کاخ «سنگ سیاه». 3ـ کاخ هخامنشیان در دشتستان (روستای درودگاه) موسوم به «بردک سیاه». محل گور دختر در منطقه کوهستانی پشت پر (بزپر) قرار دارد، ناحیه ای که در حال حاضر جزو شهرستان دشتستان می باشد. این ناحیه در گذشته بخشی از بلوک دشتی بوده است. اگر به منابع قدیمی و معتبری همچون فارسنامه ناصری و آثار عجم، رجوع کنیم مخصوصاً نقشه ای را که مؤلّف آثار عجم مرحوم محمّد نصیر فرصت شیرازی تهیه و نگاشته است، بنگریم، مناطقی همچون بوشکان، طلحه، فاریاب، تنگ ارم، خون، کلمه، ده رود و خلاصه پشتکوه [بهارستان] را جزو بلوک دشتی می بینیم. وجود قلعه محمدخان دشتی در «دهرود علیا» مؤیدی بر این مطلب است. این جانب در وقف نامه های قدیمی و تاریخی که در اداره اوقاف و امور خیریه دشتستان موجود است نیز این مطلب را مشاهده نمودم. (مناطقی همچون طلحه، دهرود و فاریاب منتسب به دشتی بودند). به نظر می رسد تغییرات و تبدّلات مرزهای جغرافیایی در طول تاریخ امری طبیعی باشد، همان گونه که خورموج در گذشته ناحیه ای در بلوک دشتستان بوده و در فارسنامه ناصری آن را با نام «خورموج دشتستان» می خوانیم، که بعدها ضمیمه بلوک دشتی شد. به هر حال در منابع تاریخی دوره قاجار و پیش از آن دشتی و دشتستان دو بلوک مستقل و جدا از هم بوده اند، اما آنچه که مهم است، توجّه به این نکته است که دشتی و دشتستان هر دو پیکره ای واحد و یادگاری پر افتخار از همین سرزمینند. گور دختر در فهرست آثار تاریخی کازرون! در جزوه و بروشوری که از سوی اداره میراث فرهنگی کازرون (فارس) تهیه شده بود، بنای تاریخی گور دختر در فهرست آثار تاریخی کازرون قرار گرفته بود. ظاهراً علّت آن، نزدیکی این منطقه و بنای تاریخی، با شهر کازرون می باشد و گر نه در همان جزوه اشاره شده بود که بنای گور دختر در محدوده جغرافیایی استان بوشهر قرار دارد. بدبختانه گروهی از نویسندگان و مورخان ما نیز از دیرباز در لغزشی آشکار محل گور دختر را که در منطقه کوهستانی پشت پر (بزپر) استان بوشهر قرار دارد، به ناحیه ای دیگر منسوب کرده اند. دکتر باستانی پاریزی در کتاب خاتون هفت قلعه (ص 190) می نویسد: گور دختر در جنوب حسن آباد جره فارس است. همین نویسنده در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) (صص 141 ـ 142) محل گور دختر را در ناحیه سرمشهد فارس پنداشته است، که البته خطا و مسامحه یی است آشکار ـ و به هر حال ناشی از ناشناخت. نکات قابل ذکر درباره گور دختر: 1ـ بنای گور دختر در دشتی سرسبز و باریک قرار دارد که چارسوی آن را کوههای بلند و مرتفع در بر گرفته اند. آب و هوای آن در فصل زمستان سرد و در تابستان نسبتاً معتدل است. این بنا از یادگارهای دوره هخامنشی است که یک باستان شناس بلژیکی به نام «لویی واندنبرگ» در سال 1339 خورشیدی آن را کشف می کند. 2ـ واندنبرگ کاشف این بنا معتقد است که گور دختر قبر «چیش پیش» یا کوروش اول (جد کوروش کبیر) می باشد. بنای گور دختر بسیار به آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد شباهت دارد. این آرامگاه در شکل و هیأت عیناً قبر کوروش کبیر است با یک تفاوت ناچیز از جهت مقیاس ابعاد. به تعبیری می توان آن را نسخه اول قبر کوروش نامید. قبری که در دوره های اسلامی به مقبره سلیمان، گور مادر سلیمان، مشهد مادر سلیمان و ... معروف بوده است. 3ـ برخی از نویسندگان این گونه می اندیشند که آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد، تقلیدی از بنای گور دختر است. نگاه، دقت و جستجویی عمیق ما را به حقیقتی بزرگتر و فراتر از این نگرش، نزدیک می کند که این بناها هر دو نمادی از معبد ناهید و الهه آناهیتا (خدای آب و باران، فرشته حافظ رودخانه ها، آب ها و چشمه سارها) می باشند. محل بنای گور دختر را دخمه دو دختر هم می نامند که همان دایه دختر می باشد. ایرانیان قدیم، معابد خود را بیشتر در قله های کوههای بلند ساخته بودند و ستایش ایزدان در همین معابد انجام می شده است. معابدی که بیشتر آنان بر بلندیها و نقاط صعب العبور قرار داشته و از جنبه تقدس و عبادتی برخوردار بوده اند، ضمن آنکه این بناها با توجّه به موقعیت طبیعی دژهای دفاعی معتبری در برابر یورش دشمنان و قتل و غارتگری آنان بوده است. ستایش و یا پرستش ناهید [آناهیتا]، خدای آب و آبادانی و حاصل خیزی و تولید نیز معمولاً در همین معابد بزرگ که اغلب بر بلندی ها ساخته می شده، انجام می گرفته است. 4ـ درباره آناهیتا: شاید آن گونه که محققان و پژوهشگران درباره میترا mitra [میثرَ، مهر] ایزد روشنایی و پیمان، جنگ و پیروزی که دارنده دشت های فراخ و نگاهبان سرزمین های آریایی است ـ مطالعه کرده اند، به «اَرِدوی سورا اَناهیتا» Aredvi sura Anahita [اُوردوی سورا اناهیتا یا ردوی سورا اناهیتا] ـ که آب و برکت را نصیب دشتهای پهناور و گسترده پارس نموده ـ نپرداخته اند. پرستش و ستایش اناهیتا (اَناهید) یک جریان دینی بسیار کهن می باشد، که سال ها بعد در اندیشه دینی شاهان هخامنشی و سپس ساسانی نیز بخوبی خود را نمایان می سازد. «نیبرگ» معنای آناهیتا را «آبدار زورمند نیالوده» می داند. «آبان یشت» اوستا در ستایش فرشته آب، ناهید است و هم «آبان نیایش» در ستایش این فرشته است. واژه «اردویسور اناهیتا» که نام کامل ناهید است مرکب از جزء «ارد» به معنی بر آمدن و فزودن و بالیدن است. سور به معنی قوی و قادر ـ و در سانسکریت به معنی نام آور و دلیر است. اناهیتا مرکب از جزء «ا» (حرف نفی) و «آهیت» (چرکین و پلید) و روی هم به معنای پاک و بدون عیب و دور از پلیدی است. زیرا اَناهید، ایزد موکل و سرپرست آب ها و سرچشمه مینوی آب هاست. آبان نیایش که از آن سخن گفتیم، نیایشی است ویژه آب که در اوستا با نام های «آبزور نیایش» و «آبزور بُن» نیز خوانده شده است. روز دهم هر ماه که آبان نام دارد، «آبان نیایش» خوانده می شود. این نیایش در روز و معمولاً در کنار رودها و جویبارها و آب های روان خوانده می شود: می ستایم آب را که آفریده اهورامزداست. ستایش می کنم تو را، ای اَرِدویسور اَناهیتا، می ستایم تو را که نمایا نگاه همه ی آبهای پاک و درخشانی و نمازت می گزارم برای خشنودی اهورامزدا که آفریده اش هستی ... بپرستیم اهورامزدای فرهمند و روان اراده را، و بستاییم همه ی آب های پاک را که داده ی اهوراست و آن ایزد بزرگ را که آب های مزدا داده را زیر گام دارد و سرپرست است ... آناهیتا ایزد نگاهبان آب و فرشته انوثت و زیبایی ـ که یونانیان او را «آرتمیس آنائیتیس» خوانده و لقب الهه عصمت و عفّت یونانی را بدو داده بودند ـ را می توان با «ایشتَر» ربه النوع سومری، آفرودیت Aphrodite الهه یونانی [دیانا در روم] و الهه «کریرشه» در ایلام مقایسه و تطبیق نمود.در کتیبه های هخامنشی از زمان اردشیر دوم (404 ـ 358 ق . م .) به بعد آناهیتا اهمیت خاصی یافته و ستایش او را در این کتیبه ها می بینیم. «نیایش آناهیتا و میترا که او در معابد رسم کرد و نام آنها را در کتیبه ها در ردیف اهورامزدا قرار داد، از علاقه شخصی او به این دو ایزد حاکی بود: آناهیتا در معبد خویش در پاسارگاد جان او را از سوء قصد برادرش کوروش حفظ کرده بود و میترا این برادر را به خاطر پیمان شکنی سزا داده بود.» [روزگاران، دکتر عبدالحسین زرین کوب، ص 119].امّا روشن است که چنین آیین و عقیده ای نمی توانست به یکباره از سوی اردشیر دوم هخامنشی انتشار داده شود، مگر آنکه پیش از او زمینه رواج و انتشار این آیین (ستایش آناهیتا) فراهم آمده باشد. از همین روست که ما ستایش آناهیتا را یک جریان دینی بسیار کُهن می دانیم که گوشه هایی از آن در اوستا کُهن ترین نامه مقدّس ایران باستان بازتاب یافته است. اردشیر دوم در کتیبه همدان می گوید: «این اپدانه Apadana را به خواست اهورامزدا، آناهیتا [ناهید] و مثره mithra [مهر] ما (ساختیم)». همچنین در کتیبه شوش می گوید: «به خواست اهورامزدا، (آناهیتا) و مثره من این «اهورامزدا، آناهیتا و مثره مرا نگاهدارند». ستایش و پرستش «اَناهید» در زمان ساسانیان نیز اهمیت خاصی داشت. در آیین خانوادگی خاندان ساسانی که خود زمان های بس دراز دارای مناصب عالی دینی بودند ـ نیایش آناهیتا یک سنّت و رُکن اساسی بود. این اهمیت آنجا آشکار می گردد که بدانیم خاندان ساسانی و بانی این سلسله، خود از موبدان و خادمان معبد ایزد آناهیتا بوده اند. 5ـ دکتر سید جعفر حمیدی در کتاب استان زیبای بوشهر (صص 188 ـ 189) می نویسد: گوردختر یا گبر دختر یا دختر زردشتی یا به لهجه محلی گوردختر محلی است در روستای «پشت پر» یا «بزپر» در بیست و چهار کیلومتری «تنگ ارم» در پشتکوه دشتستان. کوشک اردشیر، تنگ خزانه و بسیاری مناطق باستانی در محدوده دشتستان قرار دارند. ساختمان گور اپدانه را ساختم.» دختر از سیزده تخته سنگ بزرگ و مجموعاً با سقف از بیست تخته سنگ عظیم درست شده که بر سطح یک پلکان چهار ردیف که یک ردیف آن به زیر خاک رفته قرار گرفته است. برای شناسایی این بنا حدس هایی زده شده از جمله این که این محل گور «ماندانا» مادر کوروش، «آتش سا» دختر کوروش یا چیش پش (675 ـ 640 ق . م) پدر کوروش است [چیش پیش پدر کوروش اوّل و جدّ کوروش کبیر می باشد]. همه این نظرات خارج از حدس و گمان نیست. امّا از این که این بنا یک بنای هخامنشی است هیچ شکی نیست. پرفسور واندنبرگ، باستان شناس بلژیکی در سال 1339 خورشیدی این بنا را در دشت «بسپر» یا «بزپر» شناسایی کرده و حدس زده است که آرامگاه اجداد کوروش می باشد. ممکن است این بنا یک معبد از جمله معبد آناهیتا بوده که طبق رسوم معمول یکی از بزرگان هخامنشی را در این معبد دفن کرده اند، زیرا دفن در معبد یا کنار آن، ـ چنان که امروز هم مسلمانان مردگان خود را در صورت امکان در صحن یا کنار مقبره امامان، امامزاده ها و زیارتگاه ها دفن می کنند ـ مرسوم بوده است. 6ـ امّا فضل تقدّم در بیان این نظریه با استاد باستانی پاریزی می باشد. ایشان در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) می نویسند: دو تا گور در فارس داریم که به هم شبیه هستند و از روی هم ساخته شده اند. یکی موسوم است به گوردختر که در جنوب حسن آباد جره فارس است [پیشتر خطای ایشان آشکار گشت، چه اینکه محل گوردختر در منطقه «پشت پر» استان بوشهر قرار دارد]. این محل را اول بار واندنبرگ کشف کرد. قبر دوم معروف است به قبر مادر سلیمان و همان جایی است که مجسّمه ذوالقرنین بالدار کوروش در آنجا بوده و همه آنجا را قبر کوروش می دانند. اعتقاد من این است که این جا، خود یکی دیگر از معابد ناهید بوده، به دلیل اینکه آن را مشهد ام النبی نیز گفته اند و «مادام دیولافوا» می نویسد: مردها نبایستی به احترام مادر سلیمان در مقبره داخل شوند، مثل مقبره بی بی شهربانو. عقیده من این است که چون کوروش به آناهیتا احترام زیاد داشته و شاید هم اصلاً ناهید پرست بوده، وصیت کرده که جسد او را به پارس بیاورند و در معبد آناهیتا به خاک بسپارند و داریوش این مأموریت را سال ها بعد از قتل کوروش انجام داده است. (رک به کوروش کبیر (ذالقرنین)، صص 116 ـ 120). 7ـ دکتر باستانی پاریزی در کتاب خاتون هفت قلعه نیز با ذکر شواهد بسیار و اشباه و نظائر گوناگون و فراوان بر این نظریه پای می فشرد و می نویسد: همه این نقاط مقدّس و معبد ناهید بوده است و هم «هوخشتر» و هم «چیش پیش» و هم «کوروش کبیر» از جهت اعتقادی که به این الهه داشته اند، شاید به وصیت خود آنان، نعش آنها در این دو محل سپرده شده باشد. خصوصاً که می بینیم شاهان بعد از کوروش اصولاً برای خود قبرستان دیگری داشته اند و حساب قبر خود را از کوروش جدا کرده اند. به عبارت دیگر باید معبد دو کوروش را نیز مثل گوردختر، محل یک معبد ناهید دانست که دو پادشاه و حاکم مُقتدر از جهت تیمّن در آنجا به خاک سپرده شده اند. (خاتون هفت قلعه، صص 190 ـ 191) نویسنده در ادامه از اینکه این دو بنا به نام مادر، زن و دختر خوانده شده اند به عنوان تأییدی بر نظریه خود کمک می گیرند. 8ـ از مجموع آنچه گفته آمد، روشن شد که بنای تاریخی معروف به گور دختر بی تردید مربوط به دوران هخامنشی و اجداد و نیاکان شاهان هخامنشی می باشد. امّا دیگر مطالب و گفتارها بیشتر مُبتنی بر حدس و گمان بود، که برای اثبات قطعی آن باید در انتظار کشف شواهد بیشتر باستان شناسی نشست. به هر حال گور دختر چه نمادی از معبد آناهیتا و الهه اَناهید باشد و چه این گونه نباشد، یادگاری تاریخی از گذشته های دور این سرزمین است، یادگاری ارزشمند که بر همه ما واجب است در پاسداشت و حفظ آن بیش از پیش بکوشیم و این فرهنگ را به فرزندان خود نیز بیاموزیم و انتقال دهیم.

سجاد واعظي

منبع: سایت اتحاد جنوب

|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه بیست و دوم تیر 1386  |
 روستاههای تابع بخش ارم

دهرود علیا

دهرود سفلی

رودفاریاب

کمرزرد

پرجونک

چهوک

تنگ فاریاب

تلخ آب

بیدو

کفتارو

آقامیراحمد

موردخیر

سوک

انارستان

خیرک شکرک

سنا و بن سنا

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه بیست و دوم تیر 1386  |
 آنچه خانمها دوست دارند آقایون بدانند
این می تواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس می کنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگی های ممتاز انجام می دهید اما خانم ها به شما جواب نمی دهند. تصور شما این است که خانم ها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد.

اما اگر از دوستان دخترتان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید.

کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانم ها می رسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانم ها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت می کند، خیلی سریع عقب می کشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به من نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی می بینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانم ها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد.

مردها به صورت های دیگر هم می توانند احترامشان را به خانم ها نشان دهند. وقتی در را برای خانم ها باز می کنند، به آنها صندلی تعارف می کنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی می کنند، در نظر خانم ها بسیار مؤدبانه می آید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان می دهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند.

با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانم ها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی می کنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه می کنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است.

به دنبال مشاوره و راهنمایی های معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانم ها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب می کنند. آنها تصور می کنند که ایدآلی که خانم ها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانم های زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانم ها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه می شوند و بیشتر می توان به آنها اعتماد کرد.

خانواده تان را دوست داشته باشید. خانم ها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه می بینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن می شوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت.

ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند.

یکی از دوستان من یکسال پیش ازدواج کرد. کمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد که مجبور می شدند به فرانسه رفته و آنجا زندگی کنند. بعد از سه ماه دیدم که آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم که چطور به این سرعت توانستند مشکلات مادیشان را حل کرده و برنامه رفتن را جور کنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت که همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میکرده است، به همین ترتیب بوده که توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشین های هردوشان را بپردازد.

من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین می کنم. بااینکه همه ی آقایون ممکن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدم هایی کوچک هم که به خانم ها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده می کنند،  هم خوب است.

یکی دیگر از نشانه های میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها می خواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیت های جدید سر باز می زنند. این آدم ها باید بدانند که خانم ها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند.

پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان می آید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را می شناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند می ترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق می شوند.

ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث می شوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری می رسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانم ها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که می خواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانم ها بوده است.

شما آقایونی که فکر میکنید خانم ها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصه ها هستند، بدانید که اشتباه می کنید. شما تصور درستی از خواسته های خانم ها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید.

|+| نوشته شده توسط ارمی در شنبه شانزدهم تیر 1386  |
 ضرب المثل های رایج در منطقه ارم
ضرب المثل را می توان به عنوان بخش مهمی در ادبیات هر زبان بشمار آورد ، ضرب المثل در زبان فارسی که بخشی از آنها مربوط به نواحی و مناطق خاص ایران می باشد زیبایی خاص به این زبان داده ، کاربرد ضرب المثل در زبان فارسی بسیار زیاد می باشد و تا جاییکه در محاوره و گفتمان ساده بین مردم رواج زیادی دارد و هرکس برای اینکه مفهوم صحبتهای خود را به مخاطب برساند سعی می کند از ضرب المثل مناسب در گفته های خود استفاده نماید.

بخش ارم نیز مانند بسیاری دیگر از نقاط کشورمان دارای اصطلاحات وفرهنگ وآداب ورسوم مختص به خود درزمینه های فرهنگی اجتماعی است که این ضرب المثل های عامیانه سینه به سینه ازنسلی به نسل دیگر انتقال یافته ودر گویش ومحاوره مردم بخصوص پدربزرگان ومادر بزرگان کاربرد گسترده دارد که به  تعدادی از این ضرب المثل ها در اینجا اشاره می شود که به مناسبتهای مختلف ودر رابطه با موضوعات مورد بحث وبرای بیان وتفهیم  بهتر مطالب برای شنونده مورد استفاده قرار می گیرد .

در زیر بخشی از ضرب المثل های رایج در منطقه ارم را آورده ام:

کچل ای دوا کن بی سر خوشه دوا می که(آدم کچل اگر طبیب بود و از طبابت چیزی می دونست اول برای سر خود چاره ای می اندیشید)

کنایه از کسی دارد که خود مشکلی دارد و می خواهد مشکل کس دیگر را حل نماید.

آربیز به قیلون میگووه تو دو سیلاغ داری(آردبیز به قلیان می گوید شما دو تا سوراخ داری)

کنایه از کسی است که خود هزاران عیب دارد اما عیب کوچک مردم را بزرگ می شمارد و به آنها عیبشان را کی گوید.

ای نخواردم نون گندم دیدم دس مردم(اگر نون گندم نخورده ام حداقل دست مردم دیده ام )

منظور اگر من خودم چیزی ندارم دلیل بر بی اطلاعی از اون چیز نیست و اطلاعاتی از اون دارم.

از نخارده بگير بده خارده .( از نخورده بگير بده به خورده .)

اي نمردُم نه پيرم .( اگر نمردم پير نيستم .)

اُو كه از سر گذشت چه يه وجب چه صد وجب .

 (آب كه از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب .)

او خاش از گُليش دومن نَرفته .( آب خوش از گلويش پايين نرفته است) .

منظور اینکه زندگی خوب و خوشی نداشته.

اي هوس هم يو بسِ .

 اگر هوس است همين يكبار كافي است .

از خر شيطون بيو دومن .

از اون حالت شیونی خود خارج بشو و آرام باش.

اومدم ثواب كُنم كواو وابيدم .

 آمدم ثواب كنم كباب شدم .

اسم بلند و كل گَه خراوه.

نام بلند و خانه ويران .

انشاءالله در آینده  بخش دیگری از  ضرب المثل ها را در وبلاگ خواهم گذاشت.

|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه پانزدهم تیر 1386  |
 از تخم مرغ به جوجه
تا حالا مراحل تبدیل یک تخم مرغ به یک جوجه رو دیده اید؟! میخواهید ببینید؟! واقعا؟!

خیلی زیبا است و معجزه زندگی رو می تونید تو این چند تا عکس ببینید. اما…

یه خورده چندش آوره…ممکنه بعضی ها خوششون نیاد.

به هر ترتیب، ۱۹ تا عکس هست که اگه مایلید  در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه هشتم تیر 1386  |
 عکس
 

عکسهای بسیار زیبا از فرش (گلیم و گبه) در سایت تنگ ارم

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در پنجشنبه هفتم تیر 1386  |
 بنای گور دختر * تنگ ارم *
 

 گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی . بنای  گور دختر که بسیار شبیه به آرامگاه کوروش هخامنشی  در پاسارگاد  است در منطقه ارم  واقع شده است و قدمت آن به سده ششم قبل از میلاد برمی‌گردد.

بناي تاريخي گور دختر واقع در روستاي بزپر (پشت پر) ‌‌٥٠ كيلومتري شمال شرقي برازجان قرار گرفته است.ساختمان اصلي به شكل مكعب مستطيل بوده كه داراي سه پلكان در اطراف و پوش سقف خرپشته‌اي كه به شكل نيم استوانه خالي است كه احتمالا جايگاه قرار گرفتن جسد بوده است كه درست همين اصول و فرم در مقبره كوروش در پاسارگاد فارسي محفوظ مي‌باشد كل بنا از ‌‌٢٤ قطعه سنگ در ابعاد مختلف و بوسيله بست‌هاي دم چلچله‌اي به همديگر مربوط گرديده و مثل ساير بناهاي هخامنشي هيچگونه ملاتي در آن يافت نمي‌شود. در سنگها سوراخ‌هایی تعبیه شده که با بست‌های آهنی به هم وصل می‌شوند. كل آرامگاه بر روي يك تخته سنگ بنا شده كه هم اكنون قسمتي از آن در جهت شمال آرامگاه نمايان مي‌باشد و اين روند يك شيوه معماري در دوران هخامنشي بوده است و به جهت استحكام و پابرجايي بنا انتخاب شده است.بر بالاي اين مقبره قسمتي فرورفتگي شبيه به يك قاب وجود دارد كه احتمالا جايگاه قرار گرفتن كتيبه‌اي مربوط به آن بوده است. در گور دختر همچنین عناصر هنر اورارتویی مانند شیروانی دو شیبه و نیز عناصر معماری ایلامی بمانند معبد چغازنبیل را می‌توان دید این بنای ارزشمند در سال 1376 به شماره 1897 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و هر گونه دخل و تصرف در آن تا شعاع 100 متری جرم محسوب می‌شود.

 این بنا قدمت منطقه ارم را تایید می کند بخصوص که کوشک اردشیر ساسانی هم در نزدیکی  این بنای باستانی(در تنگ ارم) واقع است .این احتمال وجود دارد که این بنا مربوط  به آرامگاه دختر یا خواهر کوروش هخامنشی باشد.

|+| نوشته شده توسط ارمی در یکشنبه سوم تیر 1386  |
 فهرست معانی کشورها
در اینجا معنی نام کشورهای جهان در جلوی نام آنها آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان کمانک آورده شده است:

  1. آذربایجان:آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)
  2. آرژانتین:سرزمین نقره(اسپانیایی)
  3. آفریقای جنوبی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
  4. آفریقای مرکزی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
  5. آلبانی:سرزمین کوهنشینان
  6. آلمان:سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)
  7. آنتیگوا و باربودا:
  8. آندورا:
  9. آنگولا:از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
  10. اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
  11. اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
  12. اردن:
  13. ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)
  14. اریتره:
  15. ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
  16. اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
  17. استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
  18. استونی: راه شرقی (ژرمنی)
  19. اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
  20. اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
  21. اسلوواکی:
  22. اسلوونی:
  23. افغانستان:سرزمین قوم افغان(دری فارسی)
  24. اکوادور:خط استوا (اسپانیایی)
  25. الجزایر:جزیره ها(عربی)
  26. السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
  27. امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
  28. اندونزی:مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
  29. انگلیس:سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
  30. اوروگوئه:شرقی
  31. اوکراین:منطقه مرزی(اسلاوی)
  32. اوگاندا:
  33. ایالات متحده امریکا:از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
  34. ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
  35. ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)
  36. ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
  37. ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
  38. باربادوس:
  39. باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
  40. بحرین: دو دریا (عربی)
  41. برزیل: چوب قرمز
  42. برونئی:
  43. بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
  44. بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
  45. بلغارستان:
  46. بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود
  47. بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
  48. بنین:
  49. بوتان: تبتی تبار
  50. بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
  51. بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبان‌های موره -دیولا)
  52. بوروندی:
  53. بوسنی و هرزگوین:
  54. بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
  55. پاپوا گینه نو:
  56. پاراگوئه: این سوی رودخانه
  57. پاکستان: سرزمین پاکان
  58. پالائو:
  59. پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا)
  60. پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
  61. پرو:
  62. پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
  63. تاجیکستان:
  64. تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
  65. تایلند:سرزمین قوم تای
  66. تایوان:
  67. ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
  68. ترکیه: سرزمین قوی‌ها (ترکی با پسوند عربی)
  69. ترینیداد و توباگو:

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ارمی در شنبه دوم تیر 1386  |
 عکس
عکسهایی از تصادفات جالب

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه یکم تیر 1386  |
 عکسهایی از رود فاریاب از نمای بالا
رودفاریاب

رودفاریاب

|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه یکم تیر 1386  |
 عکسی از تنگ ارم از بالا
 TinyPic image
|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه یکم تیر 1386  |
 واژه های پر کاربرد در منطقه ارم

اتورخان . otor.xân: شخصيت بارز و ثروتمندي بود كه در گذشته اي نا معلوم ، از لحاظ دارايي شهره خاص و عام بوده است . آوردن نام وي در سخن اشاره به داشتن مال و ثروت فراوان است .

اَته. atteh : كتك زدن ، يا كنك خوردن از زبان كودكان

آرمون . ârmun: آرزوي شديد

آچُخ .ačux: خلوت
آلو .
alu: سيب زميني .

اِدبار.edbâr : آدم فضول و هرزه .

اِرنك .ernak: آدم شوخ و مسخره كن را گويند .

اِرنِكي.ernaki: در مقام تحقير به اشخاص لوس و ننر گفته مي شود .

اَرِّه.arreh : در مقام تعجب ، حيراني ، سنگيني و بزرگي هر چيز به كار مي رود .

از خو.az.xo : خودي ، آشنا

اْشترostor: همان شتر است.

اْشتوoštow: شتاب ( به كسر اول هم خوانده مي شود.)

اْشتوتِ.oštowte: شتاب داري؟

اِشكسِه eškasse: شكسته

اِشكفت.eškaft: شكاف، شكاف بزرگ در كوه يا زمين .

اَغّو.aqqu: نوازش كردن كودكان با انگشت گذاشتن روي دو لب كودك .

اَفتو پربيaftow.par.bey: غروب آفتاب ،هنگام غروب

اْفتين .oftin: آستين .

اُگُر.ogor: نكبت ،بد بياري .

اَلخُلق  alxoloq: نوعي كت زنانه .

اِله و بِله eleh.o.beleh : سخن نادرست گفتن  در جواب پرسش يا خواسته كسي.

اُنكشه onkeše: از نو

اُمرو omru: امروز

اَمن كردن amn.kar… : اعتماد كردن بر كسي در معامله يا سختي

اَندي andē : اندود

اِنك و پنِكenk.o.penk: ناله و زاري

اِنكه enkeh: ناله

اَو ow: آب

اُوارهovâreh: اسباب و وسايل  - اسباب كار

او ريخت و ريزow.rext.o.rez: آب تلخ چاه را گويند كه فقط براي شست و شو به كار آيد .

اور owr: ابر

او ذات uzat: آن طور ، او ذاتي : آن طوري

او شُلوow. šolu: آب بسيار گل آلود .

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ارمی در جمعه یکم تیر 1386  |
 عکس
 

احمدی نژاد با لباسهای مختلف در سایت قالیباف

 

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در پنجشنبه دهم خرداد 1386  |
 گذری بر تاریخ ایران به نوشتار سردار صالحی از سایت تنگ ارم

در راه اصفهان

 

«نیشابور شهری است. آن را ایرانشهر خوانند و آن قهندژی است در خراسان. از این شهر معظم‌تر نبود. آن‌جاست کوه فیروزج. و این شهر بیران شد در سنه‌ی خمس و خمسین و خمسمائه بر دست غُز. جامعی داشت شگفت، در آن حوضی مسین نهاده، چهارصد مرد گرد آن درآمدندی و وضو کردندی. و چراغی برنجین در قبه آویخته، چهارصد لوله داشتی، در هر لوله صد من روغن ریختندی. غز آن را بشکست و بر اشتران ببست و ببرد.

و گویند علت خرابی این شهر و دیگر شهرها آن بود که دو فراش را خصومت افتاد به سبب خربزه‌ای و یکدیگر را بزدند. هر یکی به امیری التجا بردند. هردو امیر را با یکدیگر خصومت خاست. یکی پیش غز آمد، یکی پیش سلطان سنجر. هردو لشکر آوردند و به سبب آن اقلیمی بیران شد.

امروز نیشابور جای گرگ و شغال است.»

 

حکایت نیشابور است به آغاز همین هزاره. بار اول نیشابور نیست. بار آخرش هم هجوم مغول‌ها نبود. همیشه غزی هست که هجوم بیاورد، ویران کند، بار اشتر و قاطر کند و شهر ویران را پشت سر بگذارد تا کی گوشه‌ای چادر بزند و خان بزرگ در جایی مقام کند و به این برسد که خشت بر خشت نهادن هم بد نیست. تا کی کم‌کم نیشابور شهری شود و از نو غزی تازه هجوم بیاورد، ویران کند، بسوزاند و شهرها را مرتعه‌ی بزها و قاطرهایش کند و خود آغاز تاریخ جهان شود: پیش از من، پیش از ما جهان نبود. از ما به آن‌سوی افسانه‌، امروز و اسطوره. آخرین شاه ایران نسبش را به اولین شاه‌خدایی می‌رساند که نطفه‌اش از خورشید رسیده بود. هرچند بیشتر این امام غایب شیعه بود که او را از قصدهای بد در امان می‌داشت. امام ولی از همان روز اول، پیش از آن که بر زمین بنشیند از سلاله‌ی سبز محمد بود و از ماه پا بر زمین نهاده بود.

خاطر سکناگزیدگان ایرانی همیشه از هستی پریشان کوچروان مشوش بوده است. دیگر این آشکار شده است که که مشکل کوچروان را تنها مرگ کوچروی برطرف می‌کند. معادله‌های برده‌داری و چه و چه تا شیوه‌های شگفت در آوردن آب از دل خاک و اداره‌ی آن پاسخگوی اضطراب روح ایرانی نیست. پارانویای ایرانی «جایی دارند توطئه می‌چینند، همین الآن است که سربرسند...» شاه و گدا نمی‌شناسد. در بُن روح ایرانی لانه کرده است. عامل اقلیم را هم اگر یکسره قلم بزنیم، از این نمی‌توان گذشت که کوچروان قرار نمی‌گذارند، قاصد روانه نمی‌کنند، دست کم به پهنا لشکر نمی‌گسترند که بتوان جایی پاسگاه زد، جایی پاسبان گماشت. دیوار چین هم پاسخگوی هجوم کوچروان نبود. یکباره می‌رسند و تمام.

 

قبایل را نمی‌شود ردیف کرد. شاه‌های یک روزه را هم اگر حساب کنیم دیگر نه ملک معلوم می‌شود نه مُلک. صفوی‌ها یکی از آن دسته غرهایی‌اند که که سرانجام تن به یکجانشینی می‌دهند و پایتخت‌شان پس از یکی دوبار کوچیدن از تبریز به قزوین می‌رسد و سپس در اصفهان قرار می‌گیرد. از میان آن‌همه غُز بر این یکی کمی مکث می‌کنم:

 

بعد از برآمدن خلافت اسلام سکه‌ی اولین دولت «ایرانی» به طاهری‌ها موالی می‌خورد. (821 میلادی) یعقوب لیث صفاری با دسته‌ی عیارش طاهری‌ها را به زیر می‌کشد تا خود به دست سامانی‌ها فرو کشیده بود. نوشتنه به فارسی و نوشته‌ی فارسی به طور جدی در این دوره آغاز می‌شود. از سامانی‌ها به بعد دوره‌ی ترک‌هاست، دوره‌ی سلطه‌ی «غلام»های ترک.

غزنوی‌ها دسته‌ای از ترک‌های قراخانی بودند که از شرق دور آمده بودند. این‌ها سوارانی بودند که پیشه‌شان جنگ‌آوری بود و جز در جنگ به سامان درنمی‌آمدند. گروهی از این ترک‌ها را سامانی وارد سپاه خود کرده بودند. سرانجام، این غلام‌ها با شاه همان کردند که شاه موالی با خلیفه‌ی اسلام کرده بود. پرونده‌ی سامانی‌ها و هزاره‌ی اول را غزنوی‌ها می‌بندند.

غزنوی‌ها که در سال 999 میلادی به حکومت رسیده بودند، به دست سلجوقی‌ها برچیده می‌شوند تا کی خود به دست طایفه‌ای دیگر از همین ترک‌ها برچیده شوند و آن‌ها به دست کدام قبیله و کی و کی تا نوبت به مغول‌ها و بعد به صفوی‌ها برسد.

 

ادامه را در سایت تنگ ارم مطالعه نمایید.

|+| نوشته شده توسط ارمی در پنجشنبه دهم خرداد 1386  |
 معرفی باز ی محلی گرگدر
از این به بعد می خواهم به معرفی بازیهای محلی استان خصوصا بخش ارم ( تنگ ارم ) بپردازم امیدوارم خوانندگان عزیز هم استانی ما را در این امر یاری نمایند.

گرگدر:

این بازی که اکثرا شب ها انجام می شود به این طریق می باشده که افراد به دو گروه حداقل ۴ نفری تقسیم شده و یک نفر هم به عنوان نخودی و یا مشترک بین دو گروه معرفی میگردد ، که البته این نفر می تواند از گروه مخالف نیز انتخاب گردد.

پس از انتخاب افراد و قرعه کشی ، گروهی که قرعه به نام آنها شده از محل دکه (جایی که گروه دیگر باید انجا تمرکز یابند ) دور شده و در محلی که با نخودی هماهنگ شده پنهان شده و گروه دوم در این موقع در محل دکه و با نظارت نخودی چشمهای خود را بسته و بعد از مدت زمان خاص نخودی اجازه باز کردن چشمها را به آنها میده و به همراه نخودی به دنبال گروه اول می گردند در این زمان اگر گروه اول توانستند خود را به دکه برسانند بدون اینکه گروه دوم متوجه شوند گروه اول بازی را برده ، اما در صورتی که گروه دوم آنها را ببینند گروه دوم می بایستی خود را سریعتر به دکه رسانیده تا انها برنده شوند.

این باز یکی از بازیهای بسیار جذاب زمانهای نه چندان دور تنگ ارم بوده و همیشه هم شب ها و با شور و هیجان خاص برگزارمی شد.

|+| نوشته شده توسط ارمی در پنجشنبه دهم خرداد 1386  |
 عکس
 

عکسهای زیبا از تنگ ارم در سایت تنگ ارم

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در پنجشنبه دهم خرداد 1386  |
  دکتر علی شریعتی
هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .
و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت ...
|+| نوشته شده توسط ارمی در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 
یک ذره بودی ،
هیچ بودی ...
نه ماه گذشت ، نه روز گذشت ، نه ساعت گذشت ...
افتادی تو گهواره ،
چشمات نمی دید ،
گوشات نمی شنید ، پاهات نمی رفت ،
دستات نمی گرفت ،
مغزت کار نمی کرد ،
هیچ چی نمی فهمیدی ،
هیچ کس را نمی شناختی ،
تو گهواره افتاده بودی ...
حالا صد سال گذشته ،
چشمات نمی بینه ،
گوشات نمی شنوه ،
پاهات نمی ره ،
دستات نمی گیره ،
مغزت دیگه کار نمی کنه .
هیچ چی رو باز نمی فهمی ،
هیچ کس را باز نمی شناسی ،
تو بسترت افتاده ای ...
بعد می میری ،
میگذارنت تو دل زمین ،
باز خاک می شی ،
از تو هیچ چی نمی مونه ،
"تو" می مونی ،
آدمیزاد دور میزنه ،
مثل زمین ، مثل زمان ، مثل بهار ، مثل همه چیز :
آّب ، گُل ، درخت ، زمین ، ستاره ، خورشید ، منظومه ها ، کهکشانها ، همه جهان !
هیچ بودی ، خاک بودی ، دور زدی ، هیچ شدی ، خاک شدی .
از تو چیزی که می مونه :
کاری که کردی می مونه ،
هر کاری کردی می مونه ،
... کاری اگر کردی ، می مونی ... .
|+| نوشته شده توسط ارمی در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 
هرگز نگو که دوست داری...

اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی.....

درباره احساست سخن نگو...

اگر واقعا وجود ندارد.....

هرگز دستی را نگیر...

وقتی قصد شکستن قلبش را داری.....

هرگز نگو همیشه...

وقتی می دانی که جدا می شوی.....

هرگز به چشمانی نگاه نکن...

وقتی قصد دروغ گفتن داری.....

هرگز سلامی نده...

وقتی که می دانی خداحافظی در پیش است.....

به کسی نگو تنها اوست...

وقتی در فکرت به دیگری فکر می کنی.....

...قلبی را قفل نکن...

.....وقتی کلیدش را نداری.....

|+| نوشته شده توسط ارمی در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 چگونه دست بدهیم؟

مواظب باشید , نحوه ی دست دادنتان شخصیتتان را تعیین میکند

معمولاً هيچكس به ما چگونه دست دادن را ياد نمي دهد


اما اگر دقت كرده باشيد خانم ها و آقايان به اشكال متفاوتي دست مي دهند. حتي اين تفاوت ها در شغل ها و شخصيت هاي مختلف و وضعيت هاي روحي متفاوت قابل مشاهده است

هنگامي كه خانم ها مي خواهند احساسات صادقانه خويش را به خصوص در مواقع بحراني زندگي نسبت به خانم هاي ديگر ابراز كنند، با يكديگر دست نمي دهند بلكه دست هاي فرد مقابل را به نرمي در دست هاي خود گرفته و با حالت چهره، همدردي عميق خود را بيان مي كنند. چنين رفتاري در برخورد با آقايان به ندرت اتفاق مي افتد. به نظر مي رسد خانم ها اين رفتار را فقط براي ارتباط با همجنسان خود انتخاب كرده اند. از نحوه دست دادن افراد مي توان بسياري از خصوصيات كلي يا لحظه اي آن ها را با دقت زيادي تشخيص داد!!


كف دست عرق كرده و خيس نشان دهنده دلهره و نوعي هيجان غير عادي است. اگر كف دست شما زياد عرق مي كند، به احتمال زياد شخصيت نگران و مضطربي داريد. به خاطر داشته باشيد كه اگر اينگونه ايد حتماً دستهايتان را قبل از دست دادن با ديگران خشك نماييد. حتي بعضي بيماري ها نيز در كف دست هاي شما علايمي ويژه ايجاد مي كنند. در بيماري پر كاري غده تيروئيد كف دست ها مرطوب و گرم مي شود و در هنگام اضطراب كف دست ها مرطوب و سردند. سُست و شل دست دادن بيانگر شخصيتي سرد، درونگرا و احتمالاً متكبر است. بيش از حد محكم دست دادن نيز به همين اندازه ناراحت كننده و خارج از عُرف است. به ويژه در نخستين ملاقات ها بايد از هر دوي آن ها بپرهيزيم.
وقتي با كسي دست مي دهيد دقت كنيد كه دست او روي دست شما قرار مي گيرد يا زير دستانتان؟ اگر كف دست فردي در دست دادن، روي دست فرد ديگري قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل تسلط و اعتماد به نفس او و همچنين علاقه به كنترل رابطه از سوي او دارد.

برعكس اگر كف دست فردي زير قرار بگيرد، نشان دهنده تمايل آن فرد به تحت تسلط بودن و واگذاري حق تصميم گيري شخصي به فرد مقابل است. همچنين وقتي فردي در موقع دست دادن دست خود را بالاتر از حد معمول (در حد كمر) قرار داد نشان از تكبر و رييس مابي آن فرد دارد.


اما دست دادن با شغل افراد نيز ارتباط دارد! به طور مثال بسياري از ورزشكاران هنگام دست دادن نيرو و قدرت خويش را كنترل مي كنند، درنتيجه به آرامي دست مي دهند. هنرمندان چيره دست و ماهر، نوازندگان وجراحان نيز مراقب دست هاي خود بوده و به آن ها حساسند و در محافظتشان مي كوشند.


دست دادن ديپلماتيك هم خاص سياستمداران است. اين نوع دست دادن به ويژه طي مبارزات انتخاباتي توسط كانديدها و يا ملاقات هاي رسمي سران و وزيران ديده مي شود. شكل معمول آن گرفتن شانه يا بازو با دست چپ هنگام دست دادن است. تهنيت و درود دو دوست قديمي به اين شكل پذيرفتني است، اما براي بسياري از افراد در مواجهه با كساني كه آشنايي چنداني ندارند، اين گونه دست دادن ناخوشايند است. آنان اين امر را به عنوان حركتي تظاهرآميز و رياكارانه تلقي مي كنند، اما هنوز بسياري از سياستمداران به انجام اين عمل اصرار مي ورزند.


همچنين آداب و رسوم دست دادن در كشورها و فرهنگ هاي مختلف متفاوت است. فرانسوي ها درست مثل ما در هنگام ورود و خروج با يكديگر دست مي دهند. آلماني ها تنها يك بار با هم دست مي دهند. برخي از آفريقايي ها پس از هربار دست دادن، بشكن مي زنند كه حاكي از رهايي و آزادي است. مردم برخي از كشورها هم دست دادن را خوب نمي دانند. امريكايي ها خيلي محكم دست مي دهند كه احتمالاً از رقابت هاي سنگين جسمي مانند كشتي سرخ پوستان نشات گرفته است. پيچيده ترين شكل دست دادن را سياهان امريكايي دارند كه شامل چند عمل پيچيده است.

دست دادن شكل تكامل يافته اي از ارتباط غير كلامي است كه طي ساليان سال به نمادي جهاني در ارتباطات بدل شده است.
مثلاً بالا نگه داشتن دو دست كه دلالت بر همراه نداشتن سلاح دارد، بعدها به درود و تهنيت و صلح طلبي در ابتداي خوشامدگويي بدل شده است. رومي ها با الهام از اين عمل دست بر سينه مي گذاشتند. آن ها حتي به جاي دست دادن، بازوهاي هم را هم مي گرفتند.


دست دادن امروزي نشانه اي از خوشامدگويي و پذيرايي است. تماس كامل دو كف دست، بيانگر صميميت و حاكي از يكرنگي و يكي بودن است!!!

 
|+| نوشته شده توسط ارمی در یکشنبه پنجم آذر 1385  |
 

|+| نوشته شده توسط ارمی در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385  |
 جمله عاشقانه
همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات

انسان توسط کسی ساخته می شود که

شیرین ترین و شادترین لحظات را برای او

ساخته است.

 

|+| نوشته شده توسط ارمی در شنبه بیستم آبان 1385  |
 مطالبی در مورد پنی سیلین
متاسفانه باید بگم صحبت در باره این مسئله فقط در حیطه پرسنل پزشکی هست. اونچه که برای شما می تونه مفید باشه... در همین حد و حدود هست...

پني سيلين
http://www.iransalamat.com/?file=dra&operation=show&id=7§ionId=0

نکاتي در مورد تزريق پني سيلين
http://www.irib.ir/health/html/penicilin.htm

غفلت پزشكان درباره پني سيلين

نتايج يك نظرسنجي جديد نشان مي دهد كه از هر ۱۰ پزشك عمومي در آمريكا يك نفر بدون اطلاع از خطرات دارو براي بيماران حساس به پني سيلين نسخه مي نويسد.دكتر مايكل زاكارسين استاديار دانشكده پزشكي ويسكانسين گفت: آنتي بيوتيك سفالوسپورين با پني سيلين سازگار نيست و اين خطر وجود دارد كه افراد داراي حساسيت نسبت به پني سيلين دچار واكنش آلرژي شوند.نتايج تحقيق روي ۳۷۸ پزشك عمومي نشان داد كه حدود ۱۰ درصدشان با اثرات زيانبار ناسازگاري برخي آنتي بيوتيكها با پني سيلين آگاه نيستند.

|+| نوشته شده توسط ارمی در شنبه بیستم آبان 1385  |
 فهرست گوشي هاي پرفروش ماه اکتبر منتشر شد

 

 
 

شرکت سوئدي Krusell مطابق روال همه ماهه خود فهرستي از 10 گوشي پرفروش ماه اکتبر سال 2006 را منتشر کرد.

شرکت سوئدي Krusell مطابق روال همه ماهه خود فهرستي از 10 گوشي پرفروش ماه اکتبر سال 2006 را منتشر کرد.
در اين فهرست که حاصل تحقيق و بررسي در 50 کشور جهان است سوني اريکسون با گوشي هاي K790i/K800i و نيز K750i/D750i/W800i رتبه هاي اول و دوم را در اختيار دارد و نوکيا با دو گوشي 6233/6234 در رتبه سوم است.
فهرست کامل منتشر شده به شرح زير است:
1. (1) Sony Ericsson K790i/K800i 2. (2) Sony Ericsson K750i/D750i/W800i 3. (-) Nokia 6233/6234 4. (-) Sony Ericsson K610i/K618i/K610im/V630i 5. (10) Motorola Krzr K1 6. (7) Nokia 5500 7. (6) Nokia N73 8. (-) Qtek 9600/HTC Tytn 9. (8) Sony Ericsson P990 10. (-) Nokia N70 گفتني است که اعداد داخل پرانتز رتبه هر گوشي در ماه قبل را نشان مي دهد.

|+| نوشته شده توسط ارمی در شنبه بیستم آبان 1385  |
 
 
بالا